محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
پيشگفتار 17
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
تأثير اين واقعه كه آن را از « مقولهء خرق عادات » شمرده ، به پيشنهاد صاحبان ذوق به تدوين كتابى دربارهء حوادث دوران خود همت گماشته و نام اين اثر را « نقاوة الآثار فى ذكر الاخيار » گذارده است . « 4 » در اين هنگام نويسنده به گفتهء خود شصت ساله بوده ، بنابراين تاريخ ولادتش با سال 938 قمرى ، كه هشتمين سال پادشاهى تهماسب اول صفوى است ، تقارن دارد و در زمان تدوين كتاب يعنى 1007 قمرى ، شصت و نه سال از عمر او مىگذشته است . « نقاوة الآثار بىترديد يكى از منابع مهم ايران عصر صفوى است و موضوع آن به دورانى مربوط مىشود كه از لحاظ جريانات نظامى و سياسى براى دولت صفوى زمان حساسى بود . پس از مرگ شاه اسمعيل ، بنيانگذار اين دولت ، در دوران سلطنت فرزندش تهماسب ، كه طولانيترين مدت فرمانروايى در سلسله صفوى بوده است ، پس از چند جنگ با اوزبكان و عثمانيان آرامشى ديرپاى در مملكت پديد آمد كه طى آن دولت صفوى موجوديت خود را در ميان دو قدرت بزرگ شرق و غرب استوار ساخت . لكن با مرگ اين پادشاه در 984 قمرى دوران اين آرامش به سر آمد و آتش هرج و مرج كه از رقابت سران قزلباش سرچشمه مىگرفت زبانه كشيد و سركردگان عشاير به دستاويز طرفدارى از حيدر ميرزا يا اسمعيل ميرزا ، پسران شاه ، عليه يكديگر صف آرايى كردند و زنان حرم نيز در اين مبارزهء قدرت جانب اين يا آن گروه را گرفتند . تا سرانجام حيدر ميرزا كه فرزند محبوب شاه تهماسب بود كشته شد و اسمعيل ميرزا كه به علت كجرفتاريها و دستور پدر در قلعهء قهقهه زندانى بود از اين زندان مخوف رهايى يافته با كمك خواهرش پريخان خانم و برخى از سران قزلباش به سلطنت نشست ، و در مدت يك سال و چهار ماه و شانزده روز پادشاهى دست به كشتار شاهزادگان و مخالفين خود زد و با طرفدارى از مذهب تسنن بر علما و پيروان تشيع سخت گرفت و سرانجام جان خود را بر سر اين اعمال گذاشت و به دست همان كسانى كه او را بر مسند قدرت نشانده بودند از صحنه خارج شد . پس از مرگ اسمعيل دوم ، سران قزلباش تنها فرزند ذكور شاه تهماسب ، محمد ميرزا ، را كه با دو پسرش عباس و حمزه از چنگ دژخيمان جان بدر برده بود بر مسند قدرت نشاندند ، ولى چون به علت ضعف بينايى قادر به ادارهء امور نبود ، زمام كار يكسره در دست زنش خير النساء بيگم و فرزند ارشدش حمزه ميرزا و گروهى از امراى قزلباش قرار گرفت و آن دسته از امرا كه مورد بى مهرى واقع شده بودند شروع به كار شكنى كرده در گوشه و كنار مملكت سر به طغيان برداشتند . درگير و دار اين نفاق و چند دستگى ، دولت عثمانى و
--> ( 4 ) - همانجا .